خلاقیت و نوآوری از طریق انشا نویسی
مقدّمه:
امروزه در آموزش و پرورش کشورمان مسئله مهمّی که دغدغه فکری همه معلّمان و مسئولان است، خلّاقیّت و نوآوری است و نوشتن و نگارش که یکی از ابعاد مهم خلاقیّت است کمتر به این موضوع پرداخته شده است. مشکل اساسی که با آن روبرو هستیم این است که وقتی در مورد موضوعی از دانش آموزان می خواهیم درباره ی آن صحبت کنند حرفهای خیلی زیبایی می گویند و در بحث شرکت می کنند ولی وقتی می خواهیم که بنویسند، تقریباً بیشتر آنها عاجز می مانند. متأسفانه درس انشا در بیشتر مدارس کشور جدّی گرفته نمی شود. در مدارس منطقه های محروم درس املا و انشا معمولاً با کتاب فارسی به معلّم های مختلف ارائه می شود و دبیران ادبیّات در مقطع راهنمایی در بیشتر مواقع انشا کلاس خودشان را تدریس نمی کنند. در این مقاله سعی می شود به اهمیّت انشانگاری از مقطع ابتدایی تا مقاطع دیگر پرداخته شود.
متن مقاله :
یکی از راههای ایجاد علاقه ی مثبت در دانش آموزان و معلّمان در مدارس، ایجاد محیط شاد و مفرّح و جذاب برای معلمان و دانش آموزان است که با ارائه تکالیف درسی جذاب و علمی که با علاقه و زبان دانش آموزان هماهنگ و منطبق باشد و ارج گذاری معلمان از راه تشویق های به جا و ترغیب آن ها به تعلیم و تربیت دانش آموزان امکان پذیر است.
در رشته ی ادبیات فارسی یکی از راه های ایجاد علاقه ی مثبت در دانش آموز و معلّم و ارتباط بیشتر باهم، نوشتن انشا و ارائه فکر و نظر و راهکار از طرف دانش آموز است.
انشا تراوشات فکری یک نویسنده ی کوچک مثل دانش اموز ابتدایی تا یک نویسنده ی بزرگ مثل یک استاد است که در مورد موضوعات خاصّی با فکر و بیانی مشخص روی کاغذ جاری می شود و به قاعده و قوانینی احتیاج دارد که در موضوعات متفاوت نگارش مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
یک دانش آموز ابتدایی وقتی وارد مدرسه می شود شروع به یاد گرفتن حروف و نشانه ها می کند و بعد از چند ماه می تواند کلمه ها و جمله ها را به خوبی بخواند و همین که یک جمله ی ساده را می نویسد و چند جمله را در کنار هم قرار می دهد بدون آن که خود متوجّه شود، نوشتن انشا را شروع کرده است و یک معلم مجرّب می تواند از همین کلاس اول حس انشا نگاری را در دانش آموز تقویت کند.
متأسفانه در کلاس های اول و دوم و سوم تا پایان مقطع ابتدایی به درس انشا اهمیّت زیادی داده نمی شود و وقتی دانش آموز وارد راهنمایی می شود با چالش و مشکل جدّی و تقریباً غیرقابل حلّ روبرو می شود و چون در مقطع راهنمایی درس مجزّا با نام «نگارش و انشا» دارد، چیزی برای ارائه و نوشتن ندارد یا بهتر بگوییم بلد نیست که افکار و اندوخته های ذهنی خود را روی کاغذ بیاورد.
پس بهترین راه حل این است که وقتی دانش آموز کلاس اول در ماه های بهمن و اسفند می تواند چند جمله را در کنار هم بنویسد که معنی واحدی دارد، به او یاد بدهیم که هدفمند بنویسد یعنی نوشته ی او موضوع واحدی داشته باشد، نوشته ی او را بررسی کنیم و راهنمایی دقیق داشته باشیم و حتی چند جمله ی او را نقد کنیم و اشکالاتش را بیان کنیم که این می تواند اولین قدم در پرورش خلاقیت انشانگاری دانش آموز باشد و این امر باید تا آخرین سال مقطع ابتدایی ادامه داشته باشد.
وقتی دانش آموز بداند که انشا به معنی آفریدن است ، آفریدن جمله هایی که حاصل افکار و احساسات درونی ما راجع به موضوع خاصی است، فکرش را بکار می اندازد تا بهترین جمله ها را از خود به نمایش بگذارد و شنونده را سرشوق آورد تا صحبت هایش را گوش دهد. پس بدنبال بهترین عبارات برای ارائه مطلب خود می گردد و می کوشد تا حدّ امکان جملاتش را از نظر نگارشی و دستوری نیز از اشکال خالی بسازد.
در این قسمت یک تجربه ی عینی از یک دانش آموز (به نقل از مادرش) بیان می کنم که شنیدن و خواندن آن خالی از لطف نیست و یک تجربه عمیق برای معلمان ابتدایی می تواند باشد.
یک دانش آموز اوّل ابتدایی با یک معلّم بسیار مجرّب در چند ماه اوّل سالتحصیلی به جایی می رسد که می تواند نوشته های بسیار جالبی بنویسد و حتی داستان کوتاه با جمله بندی های عالی می توانست بنویسد و معلم این دانش آموز را با تشویق های خود و دادن انگیزه به جایی می رساند که تقریباً به دانش آموز لقب «نویسنده کوچک» می دهد.
به نقل از مادر این دانش آموز که می گوید: دخترم همیشه در خانه دوست داشت که بنویسد، داستان می خواند و برایم تعریف می کرد و هر چه وقت که در مدرسه از اوضاع درسی دخترم سوال می کردم، معلّمش می گفت: مطمئنم که دخترت در آینده نویسنده ی موفقی خواهد شد ولی متأسفانه این دانش آموز در کلاس دوّم و سوّم ابتدائی بر اثر بی توجهی معلم خود به استعداد نهفته ی او به جایی می رسد که حتی می ترسد یک جمله از خودش در کتاب «بنویسیم» بنویسد و مادرش شاکی بود از اینکه دخترم وقتی می خواهد در خانه تمرینات کتاب «بنویسیم» را بنویسد گریه می کند و می گوید من بلد نیستم اگر اشتباه بنویسم، معلمم دعوا می کند او همه چیز را در تخته سیاه می نویسد و ما باید عین او بنویسیم.
مشکل اساسی دیگری که در مناطق محروم، مخصوصاً ترک زبان است، دو زبانه بودن دانش آموزان است که این مشکل در سطح ابتدایی بیشتر خودش را نشان می دهد چون دانش آموز هنوز فارسی حرف زدن و نوشتن را به خوبی یاد نگرفته است و معنی بیشتر جملاتی را که می نویسد بلد نیست و آموزگاران منطقه ی ما تلاش مضاعف و چندبرابر معلّمان مناطق دیگر ایران زمین را باید بکار ببرند تا این مشکل برطرف شود.
یک خاطره ی جالب دیگر که سال قبل برای کلاس دوّم ابتدایی اتفاق افتاده است بیان می کنم، معلّم چند کلمه به دانش آموزان می دهد که با آنها جمله بسازند. یکی از کلمه ها «درّنده» بوده است. یکی از دانش آموزان می نویسد: «پدر من درّنده است.» که به شدّت از سوی دیگر دانش آموزان مورد تمسخر قرار می گیرد. ما معلمان باید کاری کنیم که دانش آموزان معنی تمامی کلمه ها را بفهمند و صورت عینی آن را در جامعه پیدا کنند وگرنه این مشکل تا حالا حل نشده و در آینده هم حل نخواهد شد.
در سطح ابتدایی نکته مهم این است که هر هفته یک موضوع در سطح خود دانش آموز به آنها بدهیم و از آنها بخواهیم هر چه کلمه درباره ی آن به ذهنشان می رسد در دفتر بنویسند بعد تمام کلمات را بررسی کنیم و معنی آنها را برای دانش آموز توضیح دهیم در مرحله ی بعد از دانش آموز بخواهیم که با کلمات خود جملات زیبا بسازند و آنها را برای ما بخوانند و بعد از رفع اشکالات از آنها می خواهیم که جملات را در کنار هم قرار دهند. به این صورت آنها خواهند توانست انشایی حتی در سطح پایین بنویسند و آن را برای ما بخوانند و ما به دقت گوش می دهیم و اگر مشکلی در جمله بندی داشتند به دقت برطرف می کنیم و از دانش آموزان دیگر هم می خواهیم که به دقّت گوش کنند و نظر بدهند.
با این روش اولاً دانش آموزان را منتقد و فعّال بار می آوریم و یاد می دهیم که انتقادپذیر باشند و سعی کننده که معایب خود را رفته رفته برطرف کنند. اگر این روش هر هفته اجرا شود ما بعد از یک سال دانش آموزانی خواهیم داشت با اندوخته ذهنی بسیار بالا که از نوشتن نمی ترسند و حتی مشکل کم رویی و خجالتی بودن را نیز می توانیم برطرف کنیم که بتوانند در مورد همه ی موضوعات اظهار نظر کنند.
وقتی یک دانش آموز بداند که اگر در انشایش جمله ای ارزشمند باشد نظر معلّم و دوستانش را جلب می کند و او را تحسین می کنند ناخودآگاه بسوی آفریدن جملات بهتر سوق خواهد یافت. به دانش آموزان در سطوح بالاتر (چهارم و پنجم) یاد بدهیم که جملات زیبایی که می شنوند، یادداشت کنند و در انشاهای خود از آنها بهره بگیرند و آنها را فراموش نکنند.
به دانش آموزان یاد بدهیم خاطره ی هر روز خود را یادداشت کنند و در اوقات بیکاری آنها را برای ما بخوانند و ما دبیران نیز در مناسبت های مختلف مثل اعیاد، ماه محرّم و جشن های به یادماندنی بخواهیم خاطره ی آن روز خود را بنویسند و درکلاس برای همه بخوانند و مسئله ی مهمّی که حتماً باید رعایت شود، ارج گذاری و تشویق و تحسین دانش آموزان است.
وقتی دانش آموز حس کند که معلّم به نوشته اش گوش نمی کند این بدترین تنبیه برای کشتن استعداد آنهاست و به جایی می رسد که دیگر دانش آموز، شور و اشتیاقی برای نوشتن نخواهد داشت.
برای نوشتن انشای مناسب در سطح راهنمایی دبیر ادبیّات در جلسه ی اول باید چگونه نوشتن و چهارچوب های آن را گوشزد کند و بگوید که رعایت بعضی از نکات، ضروری و مهم است مثل :
1-داشتن مقدمه 2-فکر کردن درباره ی موضوع 3-صحیح و ساده نوشتن 4-مختصر و مفید نوشتن 5-رعایت علائم نگارشی و دستوری 6-واضح و روان بودن مطلب.
وقتی دانش آموز بکار واداشته می شود و برای اینکه خوب بنویسد، احساس نیاز می کند؛ نیاز به مطالعه ی کتاب ها و آثار نویسندگان مختلف و در ضمن مطالعه، جملات کتابی را که می خواند، با دید بازتر و چشم مشتری نظاره می کند و یاد می گیرد که عین جملات را با اشاره به منابع در نوشته های خود بیاورد و دانش آموز امانتداری را در ضمن نگارش با توصیه و هدایت معلّم یاد می گیرد و ضمن پربار کردن نوشته های خود، به این حدیث نبوی که «علم را با نوشتن به زنجیر بکشید.» جامه ی عمل خواهد پوشاند.
دانش آموز وقتی انشا می نویسد و آن چه را خوانده و شنیده در فکرش مرور می کند و بهترین را می نوید، مغرور نمی شود چرا که قصد پیشرفت دارد و دوست دارد به انشایش نقادانه بنگریم و نظر معلّم برایش خیلی مهم است و اگر اشکالی باشد انتقاد سازنده معلّم و دانش آموز را با گوش جان می شنود و یاد می گیرد که اگر انتقادی نابه جا باشد شنونده و معلّم خود را قانع کند و علّت بیاورد و نکته های مبهم را در انشای بعدی رفع کند.
نکته ی مهم دیگر این است که وقت و زمان انشا نویسی از طرف معلّم مشخص شود، وقتی دانش آموز بداند که مدّت زمان زنگ انشا محدود است تلاش می کند افکارش را سریعتر مرور کند، احساسات و افکار مفید را هر چه سریعتر روی کاغذ بیاورد و بهترین استفاده را از حداقل زمان ممکن داشته باشد. وقتی دانش آموز بداند که با پایان یافتن مهارت انشا نگاری حتّی پیش نویس انشا توسط دبیر جمع و به نوبت به او داده خواهد شد تا همان جا در کلاس بخواند، می آموزد به دیگری وابسته نباشد و روی پای خود بایستد و می کوشد بهتر و بهتر بنویسد.
نتیجه ای که از این تجربیات شخصی و شغلی به دست می آید این است که دانش آموز در زنگ انشا یاد می گیرد که قبل از دیگران خودش انشایش را نقد کند و تا حدّ امکان مطالب زاید و بی ارزش را حذف و بهترین را جایگزین کند که این عمل برای زندگی فردی و اجتماعی او در آینده بسیار مفید و ارزشمند خواهد بود. دانش آموز از زنگ انشا خلّاقیّت و برنامه ریزی را می آموزد، یاد می گیرد که اوقات فراغت خود را هدر ندهد و همیشه مطالعه کند.
به تجربه ثابت شده است که دانش آموز ابتدایی هرکاری رامی تواند انجام دهد. فرزندان و دانش آموزان عزیز وبا استعداد خود را با اطلاعات محدود بزرگ نکنیم، ذهن ومغز آنها را با «می توانم» پرکنیم. دانش آموزی که می تواند درسن 6و7 سالگی حافظ کلّ قرآن باشد، نهج البلاغه بخواند، بوستان و گلستان و شاهنامه بخواند، چرا نمی تواند چند خط انشا بنویسد و ذهن و اندوخته های شیرین خود را روی کاغذ بیاورد، چرا نمی تواند در آخر جمله نقطه بگذارد و انشایش را پاراگراف بندی کند، چرا نمی تواند نظر شخصی خود را در کلاس بیان کند طوری که مورد تمسخر دیگران قرار نگیرد پس دلمان به حال گلهای زندگی و آینده مان بسوزد و استعدادهای این عزیزان را شکوفا کنیم.
دانش آموز در مدرسه خود را می شناسد، ارتباط اجتماعی را یاد می گیرد، احترام به همدیگر و رعایت حقوق دیگران را می شناسد، زیبایی های آفرینش الهی را می بیند، عقاید دانش آموز در مدرسه عمیقتر می شود یاد می گیرد که در سن مشخص نماز بخواند و آفریننده اش را سپاس بگذارد و به بهترین موجودات زندگی خود بعد از خدا که پدر و مادر و معلّمش است، احترام بگذارد.
در مدرسه به دانش آموز یاد داده می شود که با یادداشت کردن مطالب مفیدِ انشای هم کلاسی ها می تواند در انشاهای بعدی خود از آنها بهره بگیرد و مطالب خود را پربارتر کند و به قول معروف «کم رنگ ترین جوهرها از قوی ترین حافظه ها ماندنی تر است.» و دانش آموز یاد می گیرد هر چه را که می بیند خوب نگاه کند، صداهای جالب را بشنود و از آن چه دیده است لذّت ببرد.
« مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عرفَ رَبَِهُ» (نهج البلاغه)
آنچه در علم بیش می باید دانش ذات خویش می باید. (اوحدی مراغه ای)
نتیجه گیری :
1- زنگ انشا را به یک تک ساعت 45 دقیقه ای محدود نکنیم.
2- از زنگ انشا برای جبران عقب افتادگی دروس دیگر حتّی فارسی یا املا استفاده نکنیم.
3- برای درس انشا از دبیران غیرتخصّصی استفاده نکنیم.
4- دانش آموزان را به مطالعه ی کتاب های مفید و مناسب غیردرسی و استفاده از خلاصه ی آنها در کلاس تشویق کنیم.
5- در جلسات و کارگاه های آموزشی برای ارتقاء سطح علمی دبیران ادبیات از نویسندگان مجرّب و استادان با معلومات استفاده کنیم.
6- در ابتدای سالتحصیلی دانش آموزان را نسبت به درس انشا توجیه کنیم بطوری که طرز انشا نوشتن، مدت زمان آن و چگونگی نمره دهی برای آنها، کاملاً روشن شود.
7- دانش آموزان را با استفاده از آرایه های ادبی، احادیث و آیات و تک بیت های ناب، سخنان بزرگان و یادداشت برداری هنگام مطالعه تشویق کنیم.
8- برای افزایش خلاقیت دانش آموزان موضوعات متنوّع و آزاد طرح کنیم و خود دانش آموزان را نیز درطرح موضوعات دخالت دهیم.
9- دانش آموزان خلاق و نوشته هایشان را بشناسیم و درحدّ مدرسه، منطقه و حتی استان معرّفی کنیم تا تشویقی برای دانش آموزان دیگر هم باشد.
10-روحیه انتقادپذیری را در دانش آموزان تقویت کنیم و روش انتقاد و نقد را به همه دانش آموزان یاد دهیم.
11-دانش آموزان خلاق را به نوشتن داستان کوتاه، نیمه بلند و تخیّلی راهنمایی و تشویق کنیم.
12-دانش آموزان را به شنیدن انشای دوستان و یادداشت جملات طلایی انشاها و نقد جملات دارای اشکال توجه دهیم و به نقد آنها هم نمره ای جداگانه دهیم.
سعدی شیرین سخن گفت به فصل بهار برگ درختان سبز هر ورقش دفتری است معرفت کردگار
معرفت کردگار دیدن این عالم است زنده ی بیدار باش چشم خریدار باش
خوب جهان راببین هرچه ببینی کم است برگ درختان سبز درنظر هوشیار آئینۀ رازهاست
جلوه ی روی خداست هر ورقش دفتری است معرفت کردگار (محمود کیانوش)